X
تبلیغات
رایتل





























پَـرنیــانـُ :| لوژویـــ

Hold My Hands Tight Because I'm On The Edge...

حیف که تو وب داری اصولا مثل توییتر قابل ریتوییت کردنِ چیزای باحال،عجیب، دوست داشتنی یا پُستایی که کاملا حالتو توصیف میکنن و حرف دلتو میزنن نیست. ولی عالی یه چیزی گفته که دقیقا حقیقت محضه... با اجازش اینجا عنوانش میکنم :

"آدم بده باش تا دوستت داشته باشند! مغرور،خودخواه،کمی دروغگو،سرد و بی تفاوت،نا مهربان،... این روزها با محبت کردن، عجیب دل آدم ها را میزنی!"

*آدرس وب عالمه جان : اینجا

من خیلی وقته که با تک تک ذرات وجودم به این مسئله رسیدم... دیگه میخوام آدم بده باشم واسه همه بجز دوستام!

فهمیدم وقتی خوب باشی هیچکی نمیاد سمتت،دیگه کسی گرایش و میلی نسبت بهت نداره، همه نسبت بت بی تفاوت میشن، خوبی کردن بهشون واست یه وظیفه میشه و از همه بدتر، خـــوب بودنت هیچوقت به چشم نمیاد...!

باید مغرور باشی تا طرف وقتی میخواد راجبت با یکی دیگه حرف زنه،ته حرفش بگه "خیلیم باهات فرق میکنه!" (این ایهام داشت.)

باید خودخواه باشی تا در هر شرایط از حق خودت واسه کسی دیگه نگذری و وقتی شرایط سخته،واس آرامش خودت بذاری و بری و مجبور نباشی به هر شرایطی تن بدی!

باید کمی دروغگو باشی؛ باید نسبت به حسی که داری - در هرلحظه - به دیگران دروغ بگی! نیازی نداره وقتی دلت واسه کسی تنگ میشه یا یه نفرو دوست داری، ولی وقتی ازت راجب این مسائل میپرسه،راستشو بگی! صادق بودن یکی از بدترین خصوصیاتیِ که هر آدمی میتونه داشته باشه :)

باید سرد و بی تفاوت باشی تا وقتی دیگران در بدترین شرایطن،بدونن تو بی تفاوت تر ازاین حرفایی که ازت انتظار کمک و دلسوزی داشته باشن!

و باید نامهربان باشی... تا بعد از یه مدت دل دیگران رو نزنی :)

آدما کثیفـــ  ان! جز کسایی که دوستامن. حتی منم واسه کسایی که دوستشون نیستم کثیفم و نیازی نداره که آدمایی در Categoryئه دوستام قرار نمیگیرن بام خوب باشن! یا من براشون خوب باشم! اصن چه نیازی داره آدم با غریبه ها مهربون باشه...؟

من میخوام واسه همیشه خصوصیاتِ خاکی بودن،مهربون بودن،احساسی بودن،بیش از حد صادق بودن،یکرنگ بودن و... رو بذارم کنار! میخام تبدیل به چیزی بشم که ازش بدم میاد. چون اگه نشم، بعدش عذاب میکشم.دیگه بسه! دیگه نمیخوام چوب "بیش از حد خوب بودنم" رو بخورم! خسته شدم از خوبی کردنای بی شماری که آخرش جوابی بجز بدی ازش نگرفتم....

دیگه تو این دنیا هیچی بجز دوستام واسم مهم نیست! حتی خونوادم! چون یکی از همین "دیگران"ـی که بهش اشاره میکنم،خونوادمن.

دیگه از هیچکس خوشم نمیاد،اگرم اومد،محاله به زبون بیارمش! تا اون آدم خودش بیاد سمتم.. چه دختر،چه پسر.

دیگه هیچکس بجز دوستام نمیتونه اون روی مهربونمو ببینه... پرنیانِ مهربون واسه همیشه مُرد...!!! 

نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد 1393ساعت | 17:25 توسط پَرنیــــــــ | نظرات (10)