X
تبلیغات
رایتل





























پَـرنیــانـُ :| لوژویـــ

Hold My Hands Tight Because I'm On The Edge...

عاغا ما کارنامه گرفتیم. ریدم اساسی -_- روم به دیوار،معدلم شد 18.95 :| از 19.60 رسیدم به این نمره :||| ولی خب نمیدونم چرا زیاد ناراحت نیستم -_- یه ذره گریه که کردم، ولی بعدش یکم با نیوشا حرفیدم حالم خوب شد :))

ولی خب این که معدلم کم شد به نفعم شد! چون دیگه پرنسس بابایی (که بنده باشم) نمیتونه تو مدرسه دولتی بره تجربی... So.. مامی قراره فردا پس فردا منو تو مدرسه غیرانتفاعیِ "پیــام دانِش" ثبت نام کنه :)) ایول :))

خوبیش اینه که سال دیگه من و نیوشا تو یه مدرسه ایم "امیدوارم" ! بعدشم اینکه هرچی باشه،این مدرسه ای که قراره برم خیلی از آشغال دونی اییِ که پارسال میرفتم -_- واقعا مدرسه قبلیم گُه بود -_- 

ولی... یه چیز بد ! به دلیل اُفت معدل شدیـــــد،اینجانب از خرید گوشیِ جدید و لپتاپ محرومم -_- که اصلنم برام مهم نیست -_- این مامی و ددی من الان میگن نمیخرن،ولی مطمئنم، ینی "مُـــطــــمَـــئِـــنَــــم" که وقتی مدرسه ها شروع بشه و ببینن که نمراتم خوبه،خودشون بدون اینکه چیزی بگم میخرن :)) مثلا همین قضیه گوشی،اصلا بدون اینکه چیزی بگم بابام یهو گفتش که " اوه پرنیان گوشیت خیلی داغونه، باید در اولین فرصت یه چیز درست و حسابی بگیرم واست :)) " 

کلا بابای من خیلی مهربون شده... وقتی کارناممو گرفت هیچی بم نگفت، اصلا دربارش بام حرف نزد،فقط یه جوری رفتار میکنه که انگار باهام قَــهره مثلا :))

ولی انصافا چرا انقد مامان و بابام مهربون شدن؟ :/ نکنه سرطانی، چیزی گرفتم آخرای عمرمه و خودم خبر ندارم؟ :|

+ جدیدا کاشف به عمل اومده یه [....] میخاد کتابای سال دوم تجربی رو بگیره از همین تابستون شروع کنه به درس خوندن :| ملت همچین پشتکاری واسه درس خوندن دارن :|

نوشته شده در سه‌شنبه 27 خرداد 1393ساعت | 17:41 توسط پَرنیــــــــ | نظرات (5)