X
تبلیغات
رایتل





























پَـرنیــانـُ :| لوژویـــ

Hold My Hands Tight Because I'm On The Edge...

های گایز D:

من پس از یک مدت طولانی برگشتم ! (البته میدونم برای کسی مهم نیست -_- ) ولی.. بگذریم! برای خودم مهمه (: خب در این مدت اتفاقات نه چندان عجیب الوقوعی (هاا؟! O.o) افتاد که بیخیال حس تعریف کردنش نیست ولی در هر حال میگم چی شد.. خب :

عرضم به حضورتون که اینجانب این چند وقته 24/7 در حال دِی دیریمینگ (Day dreaming) کردن میباشم!! یعنی در حدی که اصــــلا سرکلاس حواسم به درس نیست. البته حدالامکان سعی میکنم حواسم به درسای مهم مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست و ... باشه ولی خداییش سر زنگ دینی میتونم به جرعت بگم که با چشمای باز فقط خواب میبینم |: بعدشم معلم دینی موقع درس دادن سوال هم میگه ، و منم اصلا حس و حال سوال نوشتن ندارم خب گِـــس وای بعدش چه اتفاقی میوفته؟! معلم دینی امتحان از 8 نمره میگیره و من میشم پَــــنج و نــــیم =||| همشم بخاطر اینه که سوالاتی که میگه رو نمینویسم و در نتیجه امتحان رو خوب نمیتونم بدم. ولی در کل I don't give a fuck! درس دینی اصلا برام مهم نیست. بقول یکی از دوستام : باید از شبِ قبل دوتا هندونه بخوری، صُب که از خواب پا میشی کتاب دینی رو وا کنی مستقیم بِشــــاشی وسطش |: درکل برای من آشغالترین درس دینیه. شمارو نمیدونم.

حالا از بحث دینی بیایم بیرون بچسبیم به زبان فارسی !! عاغا ما یه معلم فارسی داریم، در زمان های قدیم معلم فارسیِ مامانِ من بود |: حالام شده معلم من! معلم خیلی خوبیه و خیلی هم خوب درس میده و خیلی هم خوش اخلاقه و خیلیم با من خوبه ولی یه مشکل اساسی داره : اصلا به عادم نُمــــــره نمیده |||= منو آورده پا تخته ازم درس بپرسه، یه جمله گفته و ازم میپرسه که اجزای جمله رو بگو. منم همه رو درست میگم و فقط یجا بجای "متمم" میگم "مسند" ! اونم فقط حواسم نبود. بعدش وقتی دارم میرم بشینم سرجام بم میگه : به نظر خودت بهت چند بدم؟!

منم با کمال از خود گذشتگی و فروتنی میگم : 18-19... 

بم میگه : خب همون 16 خوبه برو بشین |:

:||||||||

:|||||

:|||||||||||


+ اصلا حوصله ی ادامه دادنِ این پُست رو ندارم.

+ حالم خوب نیست. باور کنین حالم اصلا خوب نیست. فقط تو دلم خدا خدا میکنم که اونو My Nocturnal Queen صدا نکنه!! تو رو خدا اینکارو نکن. ازت خواهش میکنم!! (نه، صدامو نمیشنوه! بیخودی بهتره خودمو خسته نکنم!) فقط این حس رو دارم کسی که سالها کنارش بودم و منو نمیدیده، حالا داره یه دختر دیگه رو میبوسه و منم انگاری خودمو پشت یه پرده قایم کردم و دارم نگاشون میکنم. It hurts as hell!

+ این آهنگ وصف حال منه : Download

+ حالا که صحبت Empyrium شد، احیانا اول و چهارم آذر کنسرت نداشتن؟! لایو ها کو؟ تو هیچ سایت متالی ایی ازش خبری نیست :| 

نوشته شده در چهارشنبه 6 آذر 1392ساعت | 15:46 توسط پَرنیــــــــ | نظرات (5)