X
تبلیغات
رایتل





























پَـرنیــانـُ :| لوژویـــ

Hold My Hands Tight Because I'm On The Edge...

جالبه!

من دیگه عملا به این مسئله عادت کردم که همیشه باید یه چیزی باشه که منو ناراحت کنه یا همیشه فکرم مشغول باشه؛

یه دو روز که احساس میکنم دیگه هیچ مشکلی ندارم، همیشه حس میکنم جایِ یه چیزی خالیه!

برا همین از مشکلات و دغدغه های فکری خواهش میکنم که دوباره تشریف بیارن در زندگیِ بنده ! |: چون وقتی نیستن احساس میکنم یه جای زندگیم عـــجـــیـــب میلَنگه |=



+ اینو یادم رفت بگم : شورا شدم ((:

اونم بین 5تا کلاس اول، 174تا دانش آموزِ کلاس اول، چندین تا کاندید از بچه های کلاسای اول! مدرسمون فی المجموع 14تا کلاس داره، از این 14تا کلاس حداقل 3نفر کاندید شده بودن! اون وقت من، بعد از رییس شورا که یکی از بچه های سوم تجربی بود، دوم شدم! O_o

اوه ... فاک! لعنتی فکر میکردم منفور تر از این حرفا باشم |: (اینم + کنین که اینجانب نماینده ی آموزشی، جایگزین معلم ریاضی، زیست، زبان، و در همه ی گروه ها هم منِ بدبخت سرگروه هستم! امروز بخاطر همین سرگروه بودنم سر زنگ شیمی از کلاس پرت شدم بیرون!)

نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان 1392ساعت | 15:31 توسط پَرنیــــــــ | نظرات (5)